خودم نوشت هام

Every thing about me...

65.ماجرای اتوبوس سواری

leading... جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴، 21:38

برای اولین بار تو عمرم اتوبوس داخل شهر سوارشدم😊🥲

ایییی کاش لال میشدم و نمیگفتم باشه که سوار شم.

این چه جهههههنمیه!!!! چرا مردم اینقد بدبخت و بیفرهنگن😑😐

یعنیا، از زندگی خودم زده شدم.

جییییغ و داد و دعوا سر جا، این وسط مسزا صدای بچه، غیبت زن زوله ها، زیر لب غر زدن زنا و مردا، تیکه های پیرمردا و پسرای احمق و....

این وسط، من به اندازه کافی گه خور شده بودم که سوار شدم بسم نبود، یه پیر زنه کثافت عن شغال، برداشته بالا سر من وایساده میگه این جوونام بلند نمیشن که خانمایی که بچه دارن بشینن.

!!!!!! 🤔اگه تو گه نخوری پ کی بخوره؟!

از شدت فشار عصبیی که بهم وارد شده، هنوز که هنوزه سر و تنم درد میکنه.

توبه توبه توبه که جز اسنپ و ماشین شخصی و آژانس چیزی سوار نشم.

بیوگرافی
دوست دارم ایده ها، افکار، روزمرگیا، خاطرات و کلا هرچیزی که دوست دارم رو اینجا ثبت کنم.
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین